هرچه میخواهد دل تنگت

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
 
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

 


برچسب‌ها: عشق, نگاه, چشم, تو, دلتنگی
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 9:8 توسط گالیا| |

گلدان حُسنِ یوسف م

نشسته لب پنجره

درست مثل من

بغض كرده

دلتـنگ

منتظر

 

 


برچسب‌ها: انتظار, دلتنگی, من, گلدان, پنجره
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 9:5 توسط گالیا| |

منتظرم ...


شبیه یک آهنگ قدیمی در آرشیو رادیو
.
.
.
.
.
زنگ بزن ...


بگو می خواهی مرا بشنوی ...



"آزاد نوروزي"


برچسب‌ها: دلتنگی, تلفن, رادیو
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 9:1 توسط گالیا| |

جبر می‌گفت که فرو بروم:


چکمه‌ای نا امید در گل باش!


برف یکریز و سرد می‌بارید


مادرم گریه کرد: عاقل باش!

بادبادک فروش غمگینم!


هستی‌ام را به باد دادم... باد...


کاری از عشق بر نمی‌اید


مرگ ما را نجات خواهد داد

زهرا معتمدی

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 22:33 توسط گالیا| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 18:39 توسط گالیا| |


http://axgig.com/images/22845379752703872815.jpg

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 22:17 توسط گالیا| |


http://axgig.com/images/14056151103469037026.jpg

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 22:14 توسط گالیا| |


http://axgig.com/images/34580994418057754477.jpg

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 22:13 توسط گالیا| |


http://axgig.com/images/03670439274058760326.jpg

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 22:12 توسط گالیا| |


http://axgig.com/images/85894137877241175130.jpg

نوشته شده در چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 23:7 توسط گالیا| |


http://axgig.com/images/70959361355767978852.jpg

نوشته شده در چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 23:5 توسط گالیا| |


مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟      به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 1:7 توسط گالیا| |

ببین چقدر در هم حل شده ایم بانو!!


تـــو قـــــــهـوه مـی خـــوری


من خوابم نمی برد !



اصغر عظیمی مهر


نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:28 توسط گالیا| |


عشق

زبان مشترکی ست


اما

از لهجه ام می ترسم


مثل یک کارگر تحقیر شده ی افغانی!


زانیار برور

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:20 توسط گالیا| |



"پایان شب سیه سپید است" این سطر


دفترچه ي خاطرات ِ موهای من است !

 احسان پرسا

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:17 توسط گالیا| |


پس از من كسي


اگر تو را ببوسد


روي لبهايت


تاكستاني خواهد يافت


كه من كاشته ام.


نزار قباني

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:11 توسط گالیا| |


قبله ام کج نيست

نيم رخش را دوست دارم...


ناشناس

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:8 توسط گالیا| |


تا به حال کسی را

به اندازه ای دوست داشته ای

که نخواهی خوابش را بیاشوبی با صدای نفس؟



عباس معروفی

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:6 توسط گالیا| |


http://ap2.persianfun.info/img/92/2/Namayeshe%20Ehsas%2013/5.jpg


آسمان همه ابر...
ابر همه باران...
باران همه اشک...
اشک همه بغض...
بغض همه من...
من همه تو...
تو همه عشق...
عشق همه حسرت...
حسرت همه درد...
درد همه شب...
شب همه ماه...
ماه همه بی من، بی تو، آه...

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 15:44 توسط گالیا| |


http://ap5.persianfun.info/img/92/5/Namayeshe%20Ehsas%2015/18.jpg

خوشبختی یافتنی نیست، ساختنی است...

از زندگی لذت ببرید...

حتی اگر چیز با ارزشی را از دست داده‌اید...

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 15:42 توسط گالیا| |


11556916-b.jpg


بر سر برهان نظم افتاده در شهر اختلاف

دكمه هايت را عزيزم نامرتب بسته اي؟


احسان پرسا



با تشکر از وبلاگ محترم
بارانهای آرام


برچسب‌ها: احسان پرسا, برهان نظم
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1392ساعت 19:44 توسط گالیا| |

مــن ابــر شــدم!...


گفتــه بــودی کــه خــورشیــدی! ...

یــادت هســت


تــا زیبــاتــر بتــابــی!


چقــدر گــریستــم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟! !...



""" رسول یونان """

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 18:30 توسط گالیا| |


263878_WzIu7xiZ.jpg



شمس لنگرودی
 

آدمک برفی
می دانم سردت است
همین حالا
جلوی بخاری خود گرمت می کنم
اول دست ها
بعد شانه، شکم، پا
نمی دانم گرمت شده یا نه
کجایی
آدمک برفی کجایی؟



با تشکر از وبلاگ محترم و غنی

خیال خیس

http://khiyalekhis.persianblog.ir

نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1392ساعت 8:54 توسط گالیا| |


قانون جاذبه را به بازی گرفته‌ای

هرچه بیشتر می‌خواهمت

بیشتر دور می‌شوی ...


داود گراوند


با تشکر از وبلاگ محترم و بی‌نظیر

باران های ارام


http://raghsegandomzar.blogfa.com

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 8:20 توسط گالیا| |




نزدیکم به تو 
مثل شهریور تا مهر
دوری از من
مثل مهر تا شهریور.

                                
                               وحيد شيردستيان


نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 15:37 توسط گالیا| |



 من از آنکه گردم به مستی هلاک

به آیین مستان بریدم به خاک

به آب خرابات غسلم دهید

 پس آنگاه بر دوش مستم نهید

به تابوتی از چوب تاکم کنید

به راه خرابات خاکم کنید

مریزید بر گور من جز شراب

میارید در ماتمم جز رباب

"مبادا عزیزان که در مرگ من 

بنالد بجز مطرب و چنگ زن"

تو خود حافظا سر ز مستی متاب

که سلطان نخواهد خراج از خراب


نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 8:49 توسط گالیا| |


نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 9:40 توسط گالیا| |

دیروز بهشت را به گندم فروختیم

مراقب باشیم امروز آن را به تکه نانی نفروشیم

میدانید ، فرصت دیگری نداریم...



نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 9:27 توسط گالیا| |


به جان خودت بیفت!



خودت  ، خودت را بساز!



وگرنه «دیگران» به تو «شکل» می‌دهند....

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 9:26 توسط گالیا| |



در دشمنی دورنگی نیست


کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.


بعضی ها فقط تظاهر به دوستی میکنند


نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 9:24 توسط گالیا| |


آخرين مطالب
» در چشم تو نشستم...در قلب من نشستی
» بغض گلدان لب پنجره را چلچله ها میفهمند
» زنگ بزن ...
» مرگ ما را نجات خواهد داد
» بدون شرح...
» وقتی تو نباشی..
» آغوش تو ....
» و دگر هیچ....
» عواقب دارد
» دیر آمدی

Design By : RoozGozar.com